تقویت عزت نفس کودکان | قسمت دوم | انتخاب کردن
در قسمت قبل گفتیم که برای تقویت عزت نفس کودکان چگونه میتوانیم کمالگرایی آنان را کاهش دهیم. در این بخش به موضوع «انتخاب» میپردازیم.
همانطور که میدانیم: انتخاب کردن برای کودکانی که عزتنفس پایینی دارند چالشبرانگیز است. زیرا:
✓ بعضی از کودکان زمان زیادی را صرف انتخابکردن میکنند.
✓ بعضی از کودکان تردیدهای زیادی دارند و دائمن سؤال میپرسند.
✓ بعضی از کودکان نهایتن تصمیم نمیگیرند و آن را به دیگری میسپارند.
یکی از موانع انتخاب کردن «نشخوارهای ذهنی» است. زیرا در فرآیند انتخاب کردن برخی از کودکان دچار افکار منفی میشوند. خودگوییهای منفی دارند و نسبت به خودشان دچار تردید میشوند.
آنها با خود میگویند:
✓من نتونستم.
✓من انتخاب خوبی نداشتم.
✓من از عهدهاش برنیومدم.
✓من بیعرزهام.
اگر این افکار در طول روز تکرار شوند تبدیل به نشخوار ذهنی میشوند. هنگامیکه میبینیم کودک با افکار منفی درگیر است ابتدا به او کمک کنیم تا نشخوارهای ذهنی خود را بشناسد. (از سنین دبستان به بعد)
نشخوارهای ذهنی:
«نشخوارهای ذهنی یک سری از افکار منفی هستند که دائمن در ذهن تکرار میشوند و باعث میشوند نسبت به خودمان احساس منفی داشته باشیم.»
در این حالت میتوانیم از یک مثال عینی استفاده کنیم مانند: چرخ ماشینی که در برف گیر کرده یا همستری که روی تردمیل پا میزند.(درگیری در کار یا فعالیتی ثابت که بدون نتیجه است.)
چگونه کمک کنیم تا کودکان از «نشخوارهای ذهنی» آزاد شوند؟
میتوانیم به او کارهای خوشایندی را پیشنهاد دهیم تا بتواند با انجامدادن آنها بصورت موقت نشخوارهای ذهنی را خاموش کند مانند:
✓ کتاب خواندن
✓ پیاده روی
✓ گوش دادن به موسیقی
✓ تماشا کردن فیلم و…
بعلاوهی کارهای مورد علاقهی کودک.
نکتهی مهم آنست که بدانیم رهایی موقت از نشخوارهای ذهنی به معنی فرار از مسائل ناخوشایند نیست. بلکه هدف آن است که کودک پس از کسب آرامش و احساسات مثبت نسبت به خودش بتواند حل مسئله و انتخاب بهتری داشته باشد.
زمانی که کودکان دچار نشخوارهای ذهنی هستند: سوالهایی از خود میپرسند که خودگوییهای منفی را بیشتر میکند. پرسشهایی مانند:
✓ چرا نتونستم؟
✓ چرا همیشه شکست میخورم؟
✓ چرا هیچوقت موفق نمیشم؟
پاسخ این سوالها معمولن اینطور هستند:
✓ چون بیعرزهام.
✓ چون ضعیفم.
✓ چون اشتباه میکنم.
بنابراین نشخوارهای ذهنی تشدید میشوند.
اما اگر به آنها بیاموزیم پرسشهای خود را تغییر دهند مانند:
✓ چطور میتونم شرایطو مدیریت کنم؟
✓ چه کار کنم تا موضوع رو حل کنم؟
✓ چطوری انتخاب بهتری داشته باشم؟
در این حالت کودکان حرکت روبهجلو خواهد داشت و خودارزیابیهای منفی کاهش پیدا مییابد.
بهتر است در این مسیر گامبهگام همراه کودکان باشیم:
1⃣ابتدا موضوع را بصورت شفاف توصیف میکنیم.
2⃣یک حواسپرتی کوچک ایجاد میکنیم.
3⃣نحوهی سؤال پرسیدن کودک را تغییر میدهیم.
اگر کودک در زمان خواب شروع به بیان افکار منفی و نگرانیهایش کرد، چگونه کمک کنیم؟
زمان خواب وقت مناسبی برای گفتگو دربارهی اتفاقات و احساسات منفی روزانه نیست. زیرا خستگی جسم و روان سبب میشود مشکل بیش از آنچه هست، دیده شود. بنابراین بهتر است:
✓ ابتدا جعبهای برای نگرانیها و افکار منفی درست کنیم.
✓ از کودک بخواهیم نگرانیهایش را بنویسد یا نقاشی کند سپس آنها را درون جعبه بیندازد.
✓ زمانی را برای گفتگو دربارهی نگرانیهای او مشخص کنید. مثلن ساعت ۱۱ بمدت ۱۵ دقیقه.
✓ با هم موسیقی یا داستان آرامشبخشی بشنویم تا کودک بتواند به خوبی بخوابد.
✓ فردا در زمان مقرر دربارهی نگرانیها و افکار منفی کودک صحبت کنیم.
بررسی باورهای نادرست دربارهی انتخاب کردن:
باورهای نادرست یکی دیگر از موانع انتخاب کردن هستند. زیرا ترس و نگرانی ایجاد میکنند. سپس تردیدهای زیادی بوجود میآورند. بعد منجر به انتخاب نکردن میشوند.
گاهی کودکان فکر میکنند:
✓ من همیشه باید بهترین تصمیم را بگیرم.
✓ انتخاب من باید همیشه نتیجهی خوبی داشته باشد.
✓ انتخاب من باید همیشه بدون نقص و عالی باشد.
میتوانیم دربارهی هر یک از این باورهای بازدارنده با کودک صحبت کنیم تا برای انتخاب کردن ترغیب شود.
آموزش انتخاب کردن:
ابتدا موضوعهایی را که ریسک پایینی دارند درنظر میگیریم. مانند:
انتخاب خوراکی
انتخاب بازی
انتخاب لباس و…
سپس از کودک میخواهیم به سرعت دربارهی آنها تصمیم بگیرد.
اگر لازم بود روشهای متنوعی برای انتخاب کردن به کودک پیشنهاد میدهیم. مانند:
✓ هر چی اول به ذهنت رسید همونو بگو.
✓ شیر یا خط بنداز.
✓ چشماتو ببندو دستو بذار روی گزینه.
میتوانیم از هر روشی برای انتخاب سریع استفاده میکنیم.
آموزش انتخابهای سریع برای مسائل کم ریسک برای کاهش تردید در کودکان مفید است. همچنین تصمیمگیری را برای آنها راحتتر میکند.
1⃣حذف گزینهها: در فرایند انتخاب کردن بهتر است تا جایی که میتوانیم تعداد گزینهها را کاهش دهیم زیرا هر چقدر گزینهها بیشتر باشد تصمیمگیری برای کودک سختتر میشود.
2⃣بررسی مزایا و معایب: میتوانیم دربارهی مزیتها و معایب هر گزینه با کودک صحبت کنیم. اینکه هر گزینه ما را به چه مسیری هدایت میکند و چه اتفاقهای خوب یا بدی پیش روی ما است.
3⃣ارتباط با افراد باتجربه: صحبت با کسانی که قبلن در این مورد تصمیم گرفتهاند برای کودک بسیار مفید است.
4⃣تعیین محدودهی زمانی: میتوانیم متناسب با ارزش کارها زمانی را برای انتخاب کردن در نظر بگیریم و به کودک اطلاع دهیم.
توجه کنیم: کودکان در سنین پایین توانایی انجام برخی از کارها را دارند. مانند: غذا خوردن، انتخاب لباس، پوشیدن لباس و …
اگر هنگامی که کودک توانایی عمل کردن دارد ما بجای او اقدام نکنیم به او یاد میدهیم که:«تو توانمندی.»
بهتر است به توانایی کودک ایمان داشته باشیم. اجازه دهیم خودش انتخاب و تجربه کند. با این روش او پس از مرحلهی انتخاب کردن میتواند تصمیم خود را عملی کند.
حل مسئلهی مشارکتی:
اوایل که بچهها در انتخاب و تصمیمگیری دچار مشکل هستند میتوانیم با آنها حل مسئلهی مشارکتی داشته باشیم.
1⃣نسبت به احساس نگرانی کودک کنجکاوی نشان میدهیم. سپس نگرانی او را مطرح میکنیم.
«میدونم از اینکه تکلیفت به موقع آماده نشه، نگرانی»
2⃣نگرانی خود را بیان میکنیم.
«منم از اینکه فلان جا بری و مشکلی برات پیش بیاد، نگرانم»
3⃣دربارهی حلمسئله با کودک همراه میشویم.
«حالا بیا دربارهی حل این موضوع با هم فکر کنیم. چه کار کنیم که هم به نگرانی تو توجه بشه، هم به نگرانی من؟»
4⃣در این مرحله به کودک کمک میکنیم هر چه در ذهن دارد را بیان کند تا راه حل مناسب را بیابیم.
از این طریق که اگر کودک راه حل اشتباهی ارائه داد به او میگوییم:
«این راه هم میتونیم امتحان کنیم اما با این روش نگرانی من برطرف نمیشه.»
در این بخش توضیح دادیم چگونه در انتخاب کردن به کودکان کمک کنیم:
• مهار نشخوارهای فکری
• آموزش انتخاب کردن
• حلمسئلهی مشارکتی