رد کردن پیوندها

تقویت عزت نفس کودکان | قسمت اول | کاهش کمالگرایی

عزت نفس یعنی دوست‌داشتن خود، ارزشمنددانستن و نگاه مثبت‌ به خودمان.

 

کودکانی که عزت‌نفس بالایی دارند:

✓امنیت جسمانی، عاطفی و ذهنی بیشتری دارند.

✓آسان‌تر یاد می‌گیرند.

✓بهتر رفتار می‌کنند.

✓با دیگران به طور مؤثری ارتباط برقرار می‌کنند.

 

اما کودکانی که عزت‌نفس پایینی دارند:

✓پیوسته و مدام بدرفتاری می‌کنند.

✓دائمن در حال مقایسه‌ی خود و دیگران هستند.

✓دائمن درباره‌ی دیگران قضاوت می‌کنند.

✓به هر انتقادی از خود به شدت واکنش نشان می‌دهند.

✓مدام در حال رقابت هستند.

✓تصمیم‌گیری و انتخاب برایشان سخت است.

✓از قوانین سرپیچی می‌کنند یا بی‌اعتنا هستند.

✓خود و دیگران را تحقیر می‌کنند.

✓در دوست‌یابی و حفظ آن مشکل دارند.

✓به آسانی تحت نفوذ همسالانش قرار می‌گیرند.

✓توجه دائمی می‌خواهند.

✓برای اشتباهات یا شکست‌های خود یا دیگران را سرزنش می‌کنند.

✓خجالتی، ضعیف و ناتوان‌اند.

✓از شکست می‌ترسند.

✓میزان خطرکردن در آن‌ها صفر یا ناچیز است.

✓مسئولیت کمی می‌پذیرند یا اصلا مسئولیت نمی‌پذیرد.

✓نسبت به دیگران و زندگی، احساسات منفی بیشتری دارند.

✓نقاط منفی خود را بزرگ و کمالاتشان را کوچک می‌شمارند.

یکی از راه‌های تقویت عزت نفس کودکان «کاهش کمالگرایی» در آنها است.

 

علت‌های کمالگرایی در کودکان:

۱- درونی‌شدن الگوهای خانوادگی:

هنگامیکه ما به کودک نشان می‌دهیم زمانی پذیرفتی و دوست‌داشتنی هستی که:

✓ بهترین باشی.

✓ ۲۰ بگیری.

✓ اول باشی.

در این حالت کودک احساس طردشدن و عدم پذیرفته‌شدن دارد.

 

۲- مقابله با خودانتقادگری کودک:

وقتی به کودک می‌گوییم:«این‌طور نیست، تو عالی هستی» خودسرزنشگری پررنگ‌تر می‌شود.

 

۳- طردشدن از طرف گروه همسالان:

همچنین عملکرد ضعیف در میان آن‌ها

 

۴- تنش‌های خانوادگی مانند: طلاق و…

 

نشانه‌های کمالگرایی در کودکان و راه‌ حل‌ها:

1⃣ یکی از نشانه‌های کمالگرایی در کودکان هنگامی است که می‌گویند:«من بی‌عرضه‌ام. من قوی نیستم. هیچ‌وقت موفق نمی‌شم.». شنیدن این جمله‌ها برای ما والدین بسیار سخت است به‌همین‌خاطر با احساس کودک مقابله می‌کنیم. معمولن به او می‌گوییم:«تو خیلی خوبی. تو همیشه عالی هستی. تو خیلی توانمندی.». اما این پاسخ‌ها نتیجه‌ای ندارد.

 

برای آنکه بتوانیم در این حالت به کودکانمان کمک کنیم بهتر است:

✓ نظرات سختگیرانه‌ی کودک نسبت به خودش را بپذیریم.

وقتی کودک می‌گوید:«من نمی‌تونم. من بی‌عرضه‌ام. من بازنده‌ام.». به او می‌گوییم:«می‌دونم دوست‌داشتی اول بشی و نشدی. حالا احساس شکست می‌کنی. می‌دونم می‌خواستی در فلان موقعیت باشی و الان نیستی. حالا احساس ناامیدی می‌کنی.»

 

برای کم‌رنگ کردن خودسرزنشی کودک بهتر است همراه احساسات کودک باشیم. زیرا کودکان کمال‌گرا با کوچکترین شکستی فاجعه‌سازی می‌کنند و در‌پی‌آن حمله به خود دارند.

 

✓کودک را در آغوش بگیریم.

در این موقعیت کودک نیاز دارد دوست‌داشته‌شدن را احساس کند.

 

2⃣ کودکان کمال‌گرا معمولن معیارهای سخت‌گیرانه و ایده‌آلی دارند. آن‌ها مراحل انجام‌دادن کارها را سخت در نظر می‌گیرند. بنابراین از انجام‌دادن، دوری می‌کنند. سپس خود را سرزنش می‌کنند.

 

✓ به کودکان نشان دهیم که ایده‌آل بودن، دشمن خوب‌ بودن است.

برای این هدف لازم است در هر فعالیت به کودک بگوییم: «تا این سطح، متوسط است. تااین سطح، خوب. اگر وقت داشتیم برای عالی شدن تلاش می‌کنیم وگرنه ما کار اصلی را انجام داده‌ایم و به‌حدکافی عملکرد مناسبی داشته‌ایم.».

 

برای داشتن احساس خوب به فعالیت‌ها نیاز است معیارهای دست‌یافتنی برای خودمان تعیین کنیم. هدف این است که کودکان متوجه شوند اگر قرار باشد همیشه عالی باشند از خوب بودن فاصله می‌گیرند چون نمی‌توانند به مراحل سختی که درنظر می‌گیرند عمل کنند.

در موقعیت مناسب می‌گوییم: «ببین دخترم ما قرار نیست برای هر کاری تمام زمان و انرژیمون استفاده کنیم. هر کاری یه مدت زمان خاصی لازم داره. مثلن:

✓ این کاردستی یک‌ربع زمان می‌خواد.

✓ این تکلیف ۲۰ دقیقه زمان لازم داره.»

 

به کودک یاد دهیم که: برای کارها به‌اندازه‌ی اهمیتش تلاش کند.

اگر دیدید برای انجام کاری هق‌هق می‌کند، گریان است و سردرگم. بهتر است وسایلش را بگیریم و بگوییم: «تا همین‌ جا که انجام‌ دادی. کافی است.». اگر کودک گفت: «من ضعیفم. نمی‌تونم.»

می‌گوییم: «عزیزم تو برای من مهم‌تر از نمره و نتیجه‌ی کارت هستی. نمی‌خوام بخاطر این کار به خودت صدمه بزنی.» با این روش به کودک نشان می‌دهیم دوست داشتنی هستی همینطور تلاش منطقی را برایش شرح می‌دهیم.

 

اگر کودک با تکالیف کوچک دچار تنش می‌شود بهتر است از آموزگارش کمک بگیریم. شرایط کودک را با او در میان بگذاریم و او را با خود همراه کنیم. مثلن وقتی قرار است انشا بنویسد آموزگار می‌تواند به کودک بگوید: «من می‌خواهم بیش از یک ربع برای این تمرین وقت نگذاری یا نیازی نیست بیش‌ از نصف صفحه بنویسی.»

 

نیاز است کودک درک کند: وقتی از سطح متوسط به سطح خوب می‌رسد وظیفه‌ی خود را انجام داده است. زیرا کودکانی که عزت‌نفس پایینی دارند با کوچکترین اشتباهی، کل عملکرد را زیر سؤال می‌برند و شروع به خودسرزنشی می‌کنند. مثلن: کودک روی سن نمایش اجرا کرده و تپق کوچکی داشته. وقتی به خانه می‌آید می‌گوید: «من اشتباه کردم. من نتونستم. من بی‌عرضه‌ام»

 

در این هنگام می‌توانیم:

۱- مسیری را که کودک طی کرده برایش ترسیم کنیم. می‌توانیم به کودک بگوییم: «تو با جرئت رفتی روی صحنه و نمایش اجرا کردی. این قدم خیلی بزرگیه. ببینم چند تا از صحنه‌ها را خوب اجرا کردی؟ این صحنه، این صحنه… تو تا آخر ادامه دادی و تشویق شدی.»

بهتر است این چشم‌انداز وسیع را به کودک بدهیم وقتی صرفن خطای کوچک خود را می‌بیند. با این روش او می‌تواند نقاط قوت خودش را هم ببیند. گاهی به کودک اجازه دهیم در نقاشی یا کاردستی‌های خود اشتباه‌های کوچکی انجام دهد. با این شیوه کودک درک می‌کند: «اشتباه کردن» فاجعه نیست.

 

۲- یک گام به عقب برویم. مسئله را از دید دیگران ببینیم و توصیف کنیم. در این روش می‌خواهیم کودک از خودش فاصله بگیرد و مسئله را از زاویه‌ای تازه ببیند. مثلن می‌توانیم از کودک بپرسیم:

✓«بنظرت کبوتره این موضوع‌و چجوری می‌بینه؟»(برای کودکان در سنین پائین)

✓خود و کودک را بعنوان راوی وارد داستان کنیم.

در این شیوه از ضمایر من و تو استفاده نمی‌کنیم. می‌توانیم با نام کودک بپرسیم: «علی اینجا نقاشی‌و خراب کرد. علی حالا چطوری میتونه به خودش کمک کنه؟»

✓از یک شخصیت یک قهرمان در ذهن کودک کمک می‌گیریم. در جایگاه او قرار می‌گیریم و می‌گوییم: «او این مسئله را اینطوری می‌بینه.»

با این روش‌ها به کودک کمک می‌کنیم واقع‌بینانه‌تر به سوژه‌ها نگاه کند.

 

یکی از اشتباهات بزرگ ما آنست که تکالیف و کارهای کودک را خودمان انجام می‌دهیم. با این کار به او نشان می‌دهیم: باید بی‌نقص باشی. چون اگر تکالیفش را خوب انجام ندهد ممکن است:
✓ سرزنش شود.
✓ طرد شود.
✓ دوست داشتنی نباشد.

پس به‌هیچ‌وجه تکالیف کودکان را انجام ندهیم چون معیار ایده‌آل‌گرایی در آنها پررنگ می‌‌شود.

3⃣ از دیگر ویژگی کودکان کمال‌گرا آنست که: در مقابل تعریف دیگران واکنش منفی نشان می‌دهند. مثلن می‌گویند:«نه بابا، شانسی بود. یا این که چیزی نیست، دیگران از من موفق‌ترند.»

می‌توانیم به کودک آموزش دهیم که در این مواقع کافی است بگویی: «متشکرم» و نیازی به توضیح بیشتر نیست. گفتن این کلمه باعث می‌شود کودک در آن لحظه احساس خوشایندی را تجربه کند و بتدریج خود انتقادگریش کاهش یابد.

از جمله ویژگی‌های دیگر کودکان کمال‌گرا اینست که از خودشان انتظار دارند حتمن اول باشند. آنها فکر می‌کنند: دوم‌ شدن یعنی باختن.

در این هنگام می‌توانیم از یک شخصیت قهرمان در ذهن کودک استفاده کنیم. مثلن اگر به فوتبال علاقمند است و از هواداران مسی است.
بگوییم: «بنظرت مسی همیشه اوله؟ همیشه گل می‌زنه؟ همیشه جام می‌بره؟ هم‌تیمی‌های مسی چون اون اول میشه باید برن خونه‌و دیگه فوتبال بازی نکنن؟»

سپس به پاسخ کودک گوش می‌دهیم. احتمالن او از انگیزه‌های بازیکنان دیگر می‌گوید. بعد می‌توانیم صحبت‌های کودک را ادامه دهیم و بگوییم: «اونا بازی می‌کنن چون فوتبال‌و دوس دارن. تلاش می‌کنن. با تمرین کردن مهارتشون بیشتر میشه و از فوتبال لذت می‌برن.»

با این مکالمه می‌خواهیم «باید ذهنی کودک» را زیر سوال ببریم و به او نشان دهیم تلاش کردن و لذت بردن موضوعی است که نیاز دارد بر آن تمرکز کنیم بجای اول شدن.

حالا می‌خواهیم به کودک نشان دهیم اصالت هر کاری در بدست آوردن توانایی انجام آن کار است نه صرفن نشان‌ دادن آن به دیگران. زیرا اهداف به دو دسته‌ی تبحری و عملکردی تقسیم می‌شوند. اهداف تبحری با مهارت‌‌آموزی و توانمند‌شدن ارتباط دارند و اهداف عملکردی با نشان‌دادن توانمندی‌ها و تشویق شدن.

✓برای این کار یک فلش می‌کشیم و آن را تقسیم‌بندی می‌کنیم.
مثلن درباره‌ی توانمندی کودک در ریاضیات می‌گوییم:
«قسمت اول: از یک‌سالگی ، دو سالگی شروع به شمردن کردی: ۱,۲,۳
قسمت دوم: بعد در … سالگی تا ۱۰ شمردی.
قسمت سوم: در … سالگی یاد گرفتی جمع کنی.
قسمت چهارم: حالا یاد می‌گیری تفریق کنی.
و قراره در هر مرحله کم‌کم  پیشرفت کنی.»

با این روش به کودک فرآیند مهارت آموزی را نشان می‌دهیم و آن را ارزشمند معرفی می‌کنیم.

کودکان کمال‌گرا و خود‌انتقادگر معیارهای خودناتوانگری دارند. آن‌ها برای یک آزمون مراحل حجیم و پیچیده‌ای طراحی می‌کنند.
مثلن با خود می‌گویند: «کتاب‌و باید اینطوری بخونم. پاورقی‌ها رو بخونم. خلاصه‌برداری کنم‌و چند بار مرور کنم. باید کتاب‌های دیگری رو در کنار متن اصلی بخونم و…»

تعیین حجم زیادی از برنامه باعث اضطراب می‌شود. بنابراین کودک از اجرای آن‌ها اجتناب می‌کند. او در زمان نزدیک به آزمون بصورت افراطی شروع به خواندن می‌کند. سپس نمره‌ی خوبی نمی‌گیرد و شروع به خودسرزنشی می‌کند. مثلن با خود می‌گوید: «من نمی‌تونم. من بی‌عرزه‌‌ام، اینهمه خوندم اصن فایده نداشت.»

چگونه کمک کنیم؟
در این مواقع می‌توانیم به کودک کمک کنیم گام‌های کوچک بردارد. به او می‌گوییم: «اول نگاهی به فهرست بینداز. بعد تیترهای را بخوان. موضوع هر تیتر را بصورت خلاصه نگاه کن. آنچه فهمیدی را برای کسی توضیح بده. حالا از آن‌ها سوال طرح کن.»

در این روش می‌خواهیم به کودک نشان دهیم که می‌تواند معیارهای واقع‌بینانه را با معیارهای خودناتوانگر جایگزین کند زیرا معیارهای واقع‌بینانه برای رسیدن به هدف مفید هستند.

5⃣ کودکان کمال‌گرا و خود‌انتقادگر شدیدن به خود حمله می‌کنند. حتی در بزرگسالان هم موضوع خودشفقتی بسیار کم‌رنگ است. ما خودمان را سر موضوع‌های کوچک به شدت سرزنش می‌کنیم. اما اکنون می‌خواهیم به کودکان بیاموزیم با خود مهربان باشند.

قدم اول آن است که الگویی باشیم برای کودکان. اگر کار اشتباهی انجام دادیم، اگر چیزی را فراموش کردیم یا سرمایه‌ای را از دست دادیم. در حضور کودکان به خود بگوییم: «فدای سرم. اشکال نداره. دوباره تلاش می‌کنم. مگه قراره همه همیشه برنده باشم.‌ حالا یه‌ بار این اتفاق برای من پیش اومده. من که همه‌ی تلاشم‌و کردم.»

با این تمرین «مهربانی با خود» را در قالب کلمات به کودکان نشان می‌دهیم. کودکان بتدریج از طریق مشاهده «مهربانی با خود» را می‌آموزند.

هنگامی که کودک ناملایمات و شکست‌ها را تجربه می‌کند می‌توانیم از او بپرسیم: «اگر دوستت با این موقعیت مواجه می‌شد به او چه می‌گفتی؟» مثلن: «اگر دوستت نمره‌ی کم بگیره، بهش چی می‌گی؟»

با وجود آنکه کودکان کمال‌گرا به راحتی خودشان را سرزنش می‌کنند. آن‌ها به خودشان حمله می‌کنند اما با دیگران اینگونه رفتار نمی‌کنند. با طرح این پرسش می‌خواهیم کودک را در موقعیتی قرار دهیم که یاد بگیرد: با اشتباهاتش ملایم و آرام برخورد کند. «اگر برای دوستت این اتفاق می‌افتاد باهاش چطور برخورد می‌کردی؟ به دوستت چی می‌گفتی؟»

مهم است که به کودکان نوازش‌کردن و آرام‌کردن خود را بیاموزیم. وقتی حال بدی داریم می‌توانیم: سرمان را نوازش کنیم.
خودمان را در اغوش بگیریم. دستمان را روی قلبمان بگذاریم و ناز کنیم.

بهتر است به کودک توضیح دهیم خودشفقتی برعکس حمله به خود است و حالمان را بهتر می‌کند.

 

 

پیام بگذارید